تمدّن و آبادانی

« بناهای سترگ را با انسان‌های مزدور می‌توان برافراشت، ولی تمدّن و آبادانی را نه.»

                                                                          ( دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن )

مدخلِ ورودی

در خبرها ترکیبِ نادرستِ « مدخل ورودی » را بسیار شنیده‌ایم. کلمۀ « مدخل » اسم مکانِ عربی است به معنیِ « مکان داخل شدن » و با کلمۀ « ورودی » هم معنی است. بنابراین به کار بردن « مدخل ورودی » جایز نیست و در اصطلاح می گویند « حَشو » دارد. بهتر است کلمۀ « ورودی » را که کلمۀ فارسی است به جای « مدخل » به کار ببریم.

ایمان، اعتماد، امید

کشاورزان تصمیم گرفتند برای بارش باران دعا کنند، روزی که برای دعا همگی دور هم جمع شدند تنها پسربچّه‌ای با خود چتر داشت. این؛ یعنی ایمان.  

کودک یک ساله‌ای را تصور کنید. زمانی که شما او را به هوا پرتاب می‌کنید او می‌خندد. چرا که او می‌داند شما او را خواهید گرفت. این؛ یعنی، اعتماد.  

هرشب ما به رختخواب می‌رویم، هیچ اطمینانی نداریم که فردا صبح زنده برمی‌خیزیم با این حال ساعت را برای فردا کوک می‌کنیم. این؛ یعنی، امید.

                                                                                                            ( ؟ )

شماره تلفن منزلتان با چه نامی در گوشی شما ذخیره است؟

آدم‌ها گوناگونند.( چه کشف بزرگی !!! ) بعضی رسمی‌اند و جدّی و بعضی دیگر خودمانی‌اند و... . صفحۀ مخاطبان گوشی خودتان را باز کنید و منتقدانه به فهرست نام‌ها نگاه کنید. ببینید در ذخیره کردنِ نام‌ها، رسمی بوده‌اید یا نه؟ مثلاً شمارۀ همسرتان را با چه نامی ذخیره‌کرده‌اید؟ به نظر می‌رسد همین مورد اخیر ( نام همسرتان در گوشی شما ) را می‌توان در حدّ یک رسالۀ کارشناسی ارشد علوم اجتماعی بسط و گسترش داد و تحلیل جامعه‌شناسانه کرد. حال سوال دیگر ؛ فرض کنید یکی از مخاطبان شما ( که فامیل نزدیک شما نیست ) به رحمت خدا رفته است، شما نام و شمارۀ آن شخص را از فهرست مخاطبان خود حذف می‌کنید؟ پاسخ شما هر چه باشد نیاز به تحلیل دارد.  

از عنوان نوشته فاصله نگیریم و یک‌بار دیگر عنوان را با هم می‌خوانیم:  شماره تلفن منزلتان با چه نامی در گوشی شما ذخیره است؟ شاید از من بپرسید؛ شما با چه نامی ذخیره‌کرده‌اید؟ من شمارۀ خانۀ پدرمان را که در گل‌افشان زندگی می‌کنند با این عبارت از حافظ ذخیره کرده‌ام : بیا تا گل برافشانیم و مِی...  و شمارۀ خانۀ خودمان را ( به اعتبار نام فرزندم امیر فرهنگ ) با نام ِ « خانه فرهنگ » ثبت کرده‌ام. بد نیست به این نکتۀ طنّازانه هم اشاره کنم. ما در سال‌های آغاز زندگیِ مشترک چند سالی را مستأجر بودیم. صاحب‌خانۀ ما از نزدیکان ما بودند و هیچ وقت محبّت آن‌ها را فراموش نمی‌کنیم. ما در آن‌جا راحت بودیم. خانمِ صاحب‌خانه نامش « اشرف خانم » بود و من الان هر خاطره‌ای را می‌خواهم از آن خانه نقل کنم به مزاح می‌گویم: پادگان اشرف.

یک سال گذشت...

پنجم فروردین سال گذشته بود که رسانه‌ها از خاموشی روشن‌روان استاد دکتر محمّد ابراهیم باستانی پاریزی خبر دادند. و امروز از آن تاریخ یک سال می‌گذرد. روحش شاد و یادش گرامی باد.  

نسیمِ بادِ نوروزی    

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی           از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

                                                                                                           ( حافظ ) 

سال نو بر همۀ هموطنان گرامی باد. بهترین‌ها را برای شما آرزومندیم.